نجم الدين ابو الرجاء قمى
376
تاريخ الوزراء ( فارسى )
سگ خانه 89 ر سگ در كسى كه شناسد نجهد و پيوسته پاسبان مردم خويش بود 180 ر سگ در مسجد جامع معتكف شد و با قلادهء زرين در محراب افتاد سگ را تبصبصى باشد 46 ر 30 ر سگ عقور را در « طال بقا » زدن گربهء الوف مىدانيم 215 ر سگ كه از خواب درآيد خويشتن را بلرزاند و بيفشاند 32 پ سگ كه در آخور خسبد نه گاه خورد و نه گذارد كه ستور علف خورد 56 ر سگى كه به درخت گل بازبندند 30 ر سگان از ديگ سرگشاده شرم ندارند 35 ر سگ گزنده را نان پارهاى كه اندازند ، بايد به سوزن نيز آكنده باشد 52 ر صلاى اقبال به مكان تازه كردن 209 پ سلاح خويش به دشمن دادن 99 ر سلاح آن مردار شد 31 ر سلسال افضال 75 ر سلسله بهم افگندن 125 ر سلطان آفتاب كه يك سواره است . بسيار لشكر جرار را با فنا برده است 39 ر سلطان نشاندن 10 پ سلك مرواريد 155 پ سليمان بىخاتم ماندن 175 پ سماع كردن 75 پ سمر خيرات 45 ر سم زيادتى چارپاى را چون نعل زنند بيفگنند 86 ر سم شبديز 18 ر سم شبديز خويش ، سم خر عيسى عليه السلام پنداشت كه ترسايان بر آن بوسه دهند 90 ر سم و نعل باهم بيفگند 98 پ سمن او بودند 9 ر سمند جهاننورد 12 ر سمندر لذت خويش در آتش بيند 115 ر سنان از سر نيزهء كسى برگرفتن 54 ر سنان چون خويش بيارايد و شمشير غلاف خويش خورد 19 پ سنبلهء فلك 79 ر سنجاب به حواصل بدل شد 139 ر سنجاب شب و قاقم روز گشتن 210 پ سندس نيرنگ برگشودن 228 پ سنگ آسيا چون بىدانه گردد ، شكسته شود 168 ر سنگ آسيا را از بانك بازنشايد داشت 106 پ سنگ برآبگينه زدن 64 ر سنگ بر آسمان انداختن بر روى خويش افگندن است 6 پ سنگ بر درخت جهت ميوه اندازند 7 پ سنگ خاره به دندان گرفتن 11 پ سنگ در تاريكى افگندن 170 ر سنگ در دست چون موم شدن 67 ر